مینیمال‌طور

مام وبلاگ داریم. آرع

مینیمال‌طور

مام وبلاگ داریم. آرع

هشدار!

DON'T PANIC!

قبل از دست زدن به هرگونه عمل خطرناک، برای پیشگیری از صدماتِ جبران ناپذیر، لطفاً پست اول را مطالعه بفرمایید.

(در حال حاضر پست اول وجود خارجی ندارد)

کلمات کلیدی
بایگانی

حقیقتاً اینجا کجاست؟ اصلاً یادم نبود وبلاگ زدم و چی.

پست اول رو ببینید که می‌شه سه پست پیش. «ممد :)» که در واقع همون ممده، نوشته «ببینم می‌تونی رکوردِ دو تا پست رو بشکونی؟»

جواب باید خیر می‌بود. BUT SUPRISE GOD DAMMIT! این شما و این پست سوم.

در پست دوم گفتم که تف بر زندگی و معماری مغز آدمی، که سر نوشته‌های وبلاگ بلا می‌آره. تازه لحن نوشتنم هم خیلی بیخود بوده (خداییش) ولی for the sake of originality دست نمی‌زنیم بهش.

۱- آیا وبلاگ برای نارسیسیست‌های خودخفن‌پنداره؟

شاید.

آیا من یک نارسیسیستِ خودخفن‌پندارم؟

شاید |:

آیا anybody fucking cares؟

نه!

پس اگه در شبکهٔ اسراییلیِ اینیِستاگرام مرا ندارید (که کار خیلی زشتی می‌کنید و از متون ارزشیِ آنجایی‌ام بهره نمی‌برید) مرا داشته باشید. و اگر دارید، و عین یک بیکارِ واقعی تک‌تک استوری‌ها را نگاه می‌کنید (حتی اونا که انقدر استوری گذاشتن تا اون خط مستقیم بالای صفحه به بخش‌هایی یک میلیمتری تقسیم گردد) به اندازهٔ کافی تو چشمتون کرده‌م که دارم سعی می‌کنم زبان بیگانگانِ چشم‌باریک و انیمه‌پرستمون رو یاد بگیرم. انصافاً گرامر غریبشون رو که درک کنید (کدوم زبونی فاعل نداره؟ لامصب! تاپیک چه کوفتیه؟) منابع زیاده. می‌مونه یه چند هزارتایی کانجی |:

یس! گفتمش! خب حالا بذارید تحت‌تأثیر قرارتون بدم با مهارت‌های زبان‌آموزی برترم:

私は学生

می‌فرمایند که، واتاشی وا گاکوسِی. یعنی «من دانش‌آموزم.» آمّا!

اون は اون وسط که «وا» خونده می‌شه، تاپیک رو مشخص می‌کنه. تاپیک آمّا به هیچکدوم از چیزای منطقی که ما در زبان زیبای پارسی داریم مربوط نمی‌شه، بلکه موضوع بحث رو مشخص می‌کنه.

یعنی عین اسکلا باید بشینی حدس بزنی با کی کار داره. طرف می‌آد بهت می‌گه «خوب؟» باید فکر کنی ببینی می‌خواد بگه خودت خوبی؟ خونواده خوبن؟ بابات خوبه؟ عمت خوبه؟ اون روز که با بچه‌ها رفتیم جیگرکی ادویهٔ دومی از سمت راست که رو میز گذاشته بود خوشمزه بود؟

حالا می‌گید این که انقدر غر زدن نداره. باشه عاقا، Fair Enough. توجهتون رو جلب می‌کنم به جملهٔ شمارهٔ دو:

私が学生

یا شیخ! دافاک ایز این جملهٔ گهربار؟ می‌فرمایم عزیزانم. این جملهٔ نغز معنیش می‌شه «من دانش‌آموزم.»

حاجی ایستگاه گرفتیا! دیگه ماهی که نیستیم! این که همون بالاییه!

نه فرزندانم. صبر کنید تا دروازه‌های دانش را بگشایم برتون. خودتون با دست خودتون ۵۹۰۴۳۷ قسمت ناروتو که جمع کردید رو بسوزونید.

اینجا دیگه از «وا» که تاپیک رو مشخص می‌کنه استفاده نشده. جاش از «گا» استفاده شده. یعنی تاپیک آیدنتیفایر!

حالا چیشی هست ایشون؟ چه فرقی داره؟ گوش بیگیر جوان. اگه بالایی می‌شد تو مایه‌های «دربارهٔ خودم اگه بخوام بگم، (تاپیک منم) دانش‌آموز. (هستم. فعل هم ندارن مراتک)»

معنی ایشون اینطوری می‌شه که «من همونیم که، دانش‌آموزه!»

اینجاست که شما نتیجه می‌گیرید ژاپنی فقط توهمی نیست، بلکه ترکیب ال‌اس‌دی و گله بی‌رودرواسّی. محیرالعقول نیست، بلکه محیرالعقول اینه. الف هست تا یا. آلفا و امگا. صنعتی و سنتی.

این که چرا باید نوع دوم استفاده بشه، در این نهفتس که خیلی وقتا جواب سواله. «کی دانش‌آموزه؟»

«بابات!»

«نفله مثال رو خراب نکن.»

«ببخشید.»

«کی دانش‌آموزه؟»

«آقاهه که تو تریلر بتل‌فیلد پنج کاتانا داشت.»

«جانم؟ کاتانا؟»

«آره حاجی. تازه سربازه هم زن بود. عین شامپانزْ می‌پریدن از پنجرهٔ خونه بیرون شلیک می‌کردن تو در و دیفال.»

«مگه جنگ جهانی دوم نبود اون بازی؟»

«یعنی چی؟ یعنی سرباز نمی‌تونه زن بشه؟ ای تف بر شماها ضدزن‌ها. ترامپ. باشد که لگدی بخورد در صورتتان از جای‌جایِ فمنیست‌های خاورمیانه. همینایید که نمی‌ذارید پیشرفت بشری اتفاق بیافته. زنده باد برابری ایشتیماعی. زنده باد جامعه اسلامی. زنده باد ملی شدن صنعت نفت. زنده باد باراک حسین اوباما!»

  • خودِ صدرا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی