مینیمال‌طور

مام وبلاگ داریم. آرع

مینیمال‌طور

مام وبلاگ داریم. آرع

هشدار!

DON'T PANIC!

قبل از دست زدن به هرگونه عمل خطرناک، برای پیشگیری از صدماتِ جبران ناپذیر، لطفاً پست اول را مطالعه بفرمایید.

(در حال حاضر پست اول وجود خارجی ندارد)

کلمات کلیدی
بایگانی
آخرین مطالب

آقا حیفه، خانوم حیفه

پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۰۲ ق.ظ

من نمی‌دونم این چه مرضیه دارم. کل فرآیند بیماری اینطوریه:

- شخص مبتلا وبلاگ یه بدبختی را می‌خواند.

- شخص مبتلا با آن وبلاگ حال کرده و آرزو می‌کند که کاش خودش نیز وبلاگ داشت.

- شخص مبتلا در عصر ارتباطات زندگی می‌کند بنابراین با صرف ۵ دقیقه وقت با استفاده از سرویس بلاگ‌دات‌آی‌آر شرکت پیشروی بیان در زمینهٔ فناوری در جهان اسلام، وبلاگ درست می‌کند.

- شخص مبتلا کلاً یادش می‌رود چی شد که علاقه به وبلاگ داشتن پیدا کرد و شروع می‌کند چرت و پرت نوشتن.

- شخص مبتلا حالش از مطالبش و وبلاگش به هم خورده و قسم می‌خورد دیگر سراغ وبلاگ نرود.

درمان: شخص مبتلا باید دست از چرت نوشتن و وادار کردنِ خود به نوشتن در قالبی خاص برداشته و آن‌چه از جوهر جان می‌تراود را بر صفحهٔ مانیتور بپاشد.

خلاصه و چکیده و نتیجهٔ اخلاقیشون: وبلاگ، شخصیه. در حد مرگ هم شخصیه. حداقل وبلاگ شخصی، شخصیه. شما همینطوریش از کسی بپرسید، می‌گه وبلاگ طرفدار نداره و خواننده نداره. وبلاگ شخصی، از اونم کمتر. یه عده دور و بریاتن که می‌خوان بنگرن چی چرت گفتی، یه عده نیز کلاً با مهملاتِ ملت حال می‌کنن می‌آن می‌خونن. اما هرطور هم حساب کنی، حداقل از نظرِ من، دو تا خواننده تو وبلاگ داشتن می‌ارزه به پنجاه تا فالوور تو اینستا داشتن. دلیلشم ساده بید: وقتی کسی می‌ره تو اینستا، نمی‌ره متن بخونه. می‌ره عکس ببینه و فوقش یکی دو خط هم اون پایین عکسا نظاره کنه. ولی وبلاگ رو می‌آن برا خوندن. پس می‌خونن. با اشتیاق و اینا هم می‌خونن. کلی هم حال می‌کنن با چیزایی که می‌نویسی.

و خب والا که حیفه. مگه آدم چندبار نوزده ساله مِره؟ (برای درک حیف بودنِ قضیه، همینو بگیرید که ننوشتم چندبار هفده ساله) مگه آدم چندبار می‌خواد انقدر خزعبل تو مخش جا بده؟ مگه عادم چقدر عادمه؟

والا که وبلاگ چیز خداییست. همین شوما که داری این متنو می‌خونی، بیا و وبلاگ بزن. ماهی یه بار توش بنویس. سالی یه بار توش بنویس. ولی وبلاگ بزن. اون چیزایی که تو مخته و به هیچکس نمی‌گیشون، حیفه. دو روز بعد یادت می‌ره و به عدم می‌پیوندن. دو سال بعد فکرِ فکر به اونا هم غریبه برات. بیا و وبلاگ بزن. چندنفر تو دنیا انقدر خوش‌شانسن که بگن یه چیز جادویی دارم، هر وقت بخوام هر چی تو فکرمه رو می‌دم بهش، یه عده هم می‌خونن؟

حیفه. گفتم حیفه؟ چند بار گفتم حیفه؟ بازم بگم؟ حیفه. حیفه حیفه حیفه. شوما فقط یه بار n سالت می‌شه (به جای n سن خود را وارد کنید)

من اینجا خواهم نوشت. اینجا انقدر خواهم نوشت که حالتون از نوشته‌هایم به هم بخورد. انقدر خواهم نوشت که سرورهای شرکت بیان یک هوش مصنوعی ابداع نموده و پس از یادگیری زبان فارسی، برایم نامه‌هایی پر از فحش ارسال کنند. حتی اگر در یک روز ۵ بار نیز بنویسم هم دست از نوشتم برنخواهم داشت. شاید نیمی از پست‌هایم هرگز روشنایی روز (استعاره از خواننده) را نبینند. اما مهم نبید. نوشتن مهم بید. می‌نویسم پس هستم. وبلاگ‌نویسان جهان، متحد شوید. فریادهای شما فلک را پاره خواهد کرددددددد.

  • خودِ صدرا

نظرات  (۲)

احسنت بر تو وبلاگت.
ببینیم رکورد دوتا پست رو می زنی؟ دی:
پاسخ:
سلام ممد با یه لبخند. شما فعلاً برو دو تا جلدتو چاپ کن :-"
احسنت بر روحت با این پست . اصلا ، آدمی که حرفش را جایی نداشته باشد که روانه کند و مغز اندی نفر را آسفالت نکند ، آدم نیست که هیچ ، عادم هم نیست . وبلاگ عشق است ، مثل تخته سیاهی (البته الان که دیگه همه اش شده تخته هوشمند و وایت برد) است که تازه آورده باشند و چشم ناظم هم دور باشد . تو هستی و یک عالم quote در مغزت . پس بنویس اخوی . این لذت های مادی ، در دنیای روحانی دیگر لذت ندارند . الان لذت ببر !
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی